عنوان مقاله: موانع و مشکلات فراروی مدیریت اسلامی در جامعه ایران و راههای برون رفت از آن
مولف/مترجم: میرسعید نیکزاد لاریجانی
سال انتشار(میلادی): 2006
وضعیت: تمام متن
تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت
چکیده:
در این مقاله با طرح ضرورت توجه به مدیریت اسلامی در حکومتی اسلامی، مفاهیم و تعاریف مدیریت اسلامی از دیدگاه برخی از صاحبنظران و نویسندگان مورد اشاره قرار گرفته است و سپس به وجوه کلی تفاوتهای مدیریت اسلامی و مدیریت غربی به صورت مختصر اشاره شده است. از دیدگاه نگارنده، مدیریت اسلامی در سطحی بالاتر از مدیریت غربی به مسایل مدیریت و محور آن (انسان) توجه دارد.
مدیریت غربی بیشتر به روشها و فنون مدیریتی پرداخته است. و مدیریت اسلامی ضمن توجه به این موارد، به انسان نیز توجه اکید و خاص داشته و کلیه فعالیتها و وظایف مدیریت را حول انسان طراحی میکند.
نگارنده سپس پیش فرضهای مربوط به مدیریت اسلامی را مطرح کرده است. از جمله مهمترین این پیش فرضها، نیاز جوامع به مدیریت، نیاز جوامع با فرهنگ و حکومت اسلامی به مدیریت اسلامی، تأثیر گذاری مکتب الهی اسلام، بر روی مدیریت اسلامی و ارزشی بودن این نوع مدیریت، الگو و نمونه بودن مدیر در مدیریت اسلامی، برتری مدیریت اسلامی نسبت به مدیریت غربی، انسانی بودن سازمان درمدیریت اسلامی به جای سازمانی بودن انسان مورد اشاره قرار گرفته است.
در بررسی موانع و مشکلات فراروی مدیریت اسلامی در جامعه اسلامی ایران، نگارنده سیطره نفوذ مدیریت غربی، عدم آشنایی عموم با قابلیتهای مدیریت اسلامی، عدم ایجاد تمایز میان تکنیکها و روشهای مدیریت غربی و رویکردهای انسانی در مدیریت، نبود معیار و مفهوم مشخص از مدیریت اسلامی در سطوح سازمانی، محدودیت میانی نظری در زمینه مدیریت اسلامی درسطوح سازمانی، ابهام در معنا و مفهوم مدیریت اسلامی، نبود نگاه راهبردی به مقوله مدیریت اسلامی، بیتوجهی به انجام پژوهش در زمینه مدیریت اسلامی و موانع روانی پذیرش دیدگاهی جدید، را از مهمترین مشکلات و موانع پیش روی مدیریت اسلامی میداند.
نویسنده در پایان، اصلاح رابطه خود و خدا( برای مدیران جامعه اسلامی)، خودباوری در جوامع مسلمان و جهان سوم، ضرورت ارایه تعریف مشخص و تبیین دقیقتر از محدوده و مرزهای مدیریت اسلامی، انجام تحقیقها و پژوهشهای بیشتر در این زمینه و توجه به این که مدیریت غربی میتواند در سطوحی پایینتز از مدیریت اسلامی مورد استفاده قرار گیرد را به عنوان محورهایی که میتواند در گسترش مدیریت اسلامی نقش اساسی ایفا کند از جمله راههای رفع موانع و توسعه مدیریت اسلامی دانسته است.
الف – مقدمه
مدیریت به شکلهای مختلف و متفاوت در طول تاریخ و جود داشته و به صور گوناگون، زمینه پایداری و دوام و قوام تمدنها و حکومتها را فراهم ساخته است. با پیشرفت علم و افزایش آگاهی بشر در استفاده از امکانات و تواناییهای خود، تأثیر مدیریت در پیشرفت بشر نیز فزونی یافت و همراه با آن، نظریههای مختلف و متفاوتی که از منظرهای گونهگون به انسان نگاه میکردند نیز ارایه گردید. به نظر این جانب، وجه مشترک تمامی این نظریهها، هدفگرا بودن و توجه به نتیجه کار است و در این راستا، انسان نیز گاه همسنگ ابزار مورد توجه قرا گرفته و گاه به آن در سطوح بالاتر توجه شده است. آنچه که هست این که در هر حال توجه به انسان نیز در راستای افزایش تولید و نتیجه اقتصادی مطلوب انجام شده است.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و حضور یک حکومت مذهبی که زمینههای نظری اداره امور حکومتی در آن بر پایه ارزشهای دینی و مذهبی استوار بوده و اعمال حکومت تحت تأثیر نگرش الهی انسان قرار گرفته است، مدیریت به عنوان یکی از وجوه اداره حکومت و فرایندی که باید تحت تأثیر نگرش تازه و جدید ارزشی حاکم بر کل جامعه قرار داشته باشد مورد توجه قرار گرفته است.
ب – مدیریت اسلامی چیست؟
نویسندگان و صاحب نظرانی که در قلمرو مدیریت اسلامی و دیدگاههای اسلام درمورد مدیریت قلم زدهاند هر یک از به فراخور برداشت و ذهنیتهای خود از اسلام، مبانی اخلاقی و سیره پیامبر (ص) و معصومین (ع) به طور مستقیم و یا غیرمستقیم تعاریف و یا توضیحاتی را ارایده دادهاند که نوعی مفهوم مدیریت اسلامی از آن مستفاد میشود. با توجه به این که دامنه این برداشتها و تعریفها ( که بیشتر بر محور ارزشها و مبانی اخلاقی مکتب اسلام و سیره پیشوایان دین قرار داشتهاند) گسترده و از نظر نوع نگاه نیز (در عین نزدیک به هم بودن) متنوع است به تعدادی از تعریفهای ارایه شده در مورد مدیریت اشاره میشود.
افجهای مدیریت اسلامی را مقولهای مکتبی میداند و وظیفه مکتب نیز از نظر او ارایه راهحل هایی است که با مفهوم عدالت خواهی سازگار است (افجه ای، 1377، ص22). حمیدیزاده نیز معتقد است که نظام مدیریت در تفکر اسلامی از اصول اعتقاد آن سرچشمه میگیرد و بنابراین، مدیریت بر یک مجموعه انسانی و در یک سازمان در راستای مدیریت جهان خلقت است و با این ویژگی، وی مدیریت را به عنوان یک بینش مطرح میکند و مدیر نیز عضوی از اعضای آفرینش است که باید همراه و هماهنگ با ضوابط و قوانین کلی آن باشد زیرا تشکیلاتی که به وی سپرده شده، هدفش در جهت نظم کلی جهان و برای پیشبرد فعالیتهای بشری به منظور دستیابی به سطوح آرمانی است (حمیدی زاده، 1378، ص2). عسگریان مدیریت از دیدگاه اسلام را در مسیر نزدیکی به خداوند میداند. بدین معنی که در کلیه سطوح آن زهد و تقوی پیشه میشود، سعی در بخشش و ارشاد فزونی مییابد و جلب رضایت اکثریت بیشتر میشود (عسگریان، 1370، ص 52). مشرف جوادی معتقد است در مدیریت اسلام (اسلامی)، ابتدا محور رابطه با خدا و حرکت به سوی او همراه با قادر مطلق دانستن وی و شهادت به یگانگی یعنی فقط یاری و کمک طلبیدن از او منظور است ( مشرف جوادی، 1378 ص11)، «مدیریت در اسلام» بدون در نظر گرفتن اعتقاد به معاد و یا دنیای دیگر ناقص است. در واقع مطلب و مسایل مدیریت در اسلام، جدا از دنیای دیگر همان مدیریت غربی است ( مشرف جوادی، 1378، ص ج)، هنگامی که صحبت از مدیریت در اسلام میشود، ابتدا منظور اداره امور و بهرهبرداری صحیح از نعمت های الهی بر اساس اعتقاد به جهانبینی توحیدی است، یعنی کلیه اعمال و رفتار انسان ها و یا مدیران باید بر مبنای جهانبینی توحیدی باشد و فلسفه توحیدی ایجاب میکند که اعمال یک مدیر، علاوه بر انطباق با جهانبینی توحیدی، با اصول و اهداف جامعه اسلامی نیز تطبیق داشته باشد (مشرف جوادی، 1378، ص 3)
سازمان امور اداری و استخدامی در مورد مدیریت اسلامی این تعریف را آورده است« مدیریتی که زمینه رشد انسان به سوی ا... را فراهم نماید و مطابق کتاب و سنت و روش پیامبر (ص) و امامان معصوم وعلوم و فنون و تجارب بشری جهت رسیدن به اهداف یک نظام در ابعاد مختلف، همانند یک محور و مدار و قطع عمل کند، مدیریت اسلامی مینامیم. « مدیریت اسلامی، 1364).
آقای مصباح یزدی نیز برای مدیریت اسلامی سه معنی و برداشت قایل است، بررسی شیوه مدیران مسلمان در طول تاریخ امت اسلامی، تحلیل شیوهای مدیریت مسلمان و نشان دادن خصلتهایی است که از مسلمان بودن آنان نشأت گرفته است و معنای سوم این که مسایل مدیریت اسلامی را در منابع اسلامی (قرآن و سنت) مورد بررسی قرار دهیم و سیره مدیران معصوم (ع) را نیز به عنوان سنت عملی مورد توجه قرار دهیم (دیدگاههای اسلام درباره مدیریت، صص 28-27).
از دیدگاه عسگریان، مدیریت از دیدگاه اسلام که درجامعه اسلامی جریان مییابد در مسیر نزدیکی به ا... قرار دارد، بدین معنی که در کلیه سطوح آن زهد و تقوی پیشه میشود، سعی در بخشش و ارشاد فزونی مییابد و جلب رضایت اکثریت بیشتر میگردد (عسگریان، 1370، ص 52)
هاشمی رکاوندی نیز مدیریت در اسلام را در اصل بر مبنای کلامی و عقیدتی ملهم از قرآن و سنتنبی (ص) استوار میداند ( هاشمی رکاوند، 1379، ص 76) از نظر ابراهیمی منظور از مدیریت اسلامی آن است که در عمل و اجر و هدف. عدالت اجتماعی را مد نظر قرار دهد و مقصود نهایی آن کسب رضایت خداوند باشد و خدمت به خلق را نوعی عبادت بداند و زندگی ومعیشت افراد در همین راستا تأمین شود (ابراهیمی 1375، ص 28).
تقوی دامغانی بدون این که از مدیریت اسلامی تعریفی ارایه دهد در مورد چیستانی مدیریت توضیحی داده و به امانت بودن، تکلیف بودن و حق نبودغ، خدمت بودن و مواردی از این قبیل اشاره کرده است و سپس به توضیح نقش مدیر در جوامع اسلامی پرداخته است(تقوی دامغانی، 1377).
نبوی، پس از ارایه تعاریفی از مدیریت در نظریههای غربی، مدیریت اسلامی را این چنین تعریف کرده است:
مدیریت «هنر وعلم به کارگیری صحیح افراد و امکانات درجهت وصول اهداف سازمانی است، به نحوی که با موازیع شرع مغایرت نداشته باشد» (نبوی 1380، ص 33)
قبادی نیز مدیریت اسلامی، یعنی آن بخش از «مدییت» و فرآیند آنرا، که مستند به وحی الهی و منابع اسلامی باشد و وجه تمایز آن با دیگر مدیریتها را در مبتنی بر وحی، نبود نظام بهرهکشی انسان از انسان، مبتنی بودن بر ارزشهای متعالی، مطلق و ثابت و استوار بودن برپایه تعالی، کرامت و شرافت انسانها میداند مدیریت اسلامی تعریف کرده است (قبادی، 1378،ریال ص 12).
پ – وجوه کلی تفاوت مدیریت اسلامی و غیر اسلامی (غربی)
مروری کوتاه بر تعریفهای ارایه شده در مورد مدیریت اسلامی نشان میدهد که نویسندگان، برداشتهای متفاوت و در عین حال هم جهتی را د رمورد آن داشتهاند. ولی همین برداشتها نیز دامنه و محدودهای از مدیریت اسلامی را به دست میدهد. در واقع به نظر میرسد مدیریت اسلامی بر مبنای ارزشهای الهی اسلام، زمینه های تعالی انسان را فراهم میآورد. این امر چه در سطح جامعه (مدیریت و رهبری در جامعه اسلامی) و چه در سطح سازمان ( مدیریت و رهبری سازمانی) مصداق دارد، در عین حال ذکر این نکته نیز ضروری است که این امر مغایرتی با بهکارگیری اصولی که در مدیریت از نظر صاحب نظران غربی مورد قرار گرفته است، ندارد.
به نظر این جانب، مدیریت از دیدگاه صاحب نظران غربی، در واقع به کار بردن مجموعهای از تکنیکها و روشهای ابزاری است تا مدیر و سازمان ( در سطح بالاتر، جامعه) را به اهداف تعیین شده برساند. این امر فی نفسه چندان بد و مذموم نیست. در واقع هنگامی که بحث حفظشان و مرتبت انسانها در سازمان و جامعه مطرح میشودو تعالی انسانها و رشد آنها در مسیر الهی در اولویت اول قرار میگیرد و سازمان اسلامی ( کیا، 1377، ص 125) جای انسان سازمانی را میگیرد، وجوه تفاوت دو دیدگاه به صورت عمده پدیدار میشود (این بحث جدا از نیت عمل، و نیز وظیفهگرا بودن مسلمان، مواردی که در دیدگاه الهی اسلام از مباحث مهم وتعیین کننده است مطرح میشود)
به عبارت دیگر، به نظر میرسد در دیدگاه صاحب نظران غربی که مدیریت و رهبری را تعریف کردهاند، انجام دادن کار و نیل به هدف رهبر و مدیر به وسیله انسانها و سازمان مطرح است و در این راستا هنر و توانایی مدیر و رهبر در به کار گرفتن همه قابلیتهای پیروان و کارکنان و چگونگی افزایش این توانایی در به کارگیری این قابلیتها، جان کلام و نقطه اصلی توجه صاحب نظران غربی علوم مدیریت است.
در حالی که از نظر اسلام، چگونگی به کارگیری قابلیتهای پیروان و نیل به هدف، نحو اعتلاء و رشد معنوی کارکنان و صیرورت آنها به سوی خداوند نیز از اقلام تعیین کننده و مهم است که مقدم بر رسیدن به هدف است. در واقع در این رویکرد، مدیر و رهبر تنها در چارچوبی از محدودیتها که ارزشهای الهی و اسلامی برای وی تعیین کردهاند، مجاز به ارایه دستور و رهنمود است.
مقایسه این دو رویکرد به نظر این جانب، نشان دهنده جایگاه برتر و متکاملتر مدیریت اسلامی است که جدا از مقوله هدف، به چگونگی نیل به آن و نیز تعالی انسانهای سازمان نیز توجه میکند و این چیزی بیش از آن است که در مدیریت غربی مورد توجه قرار داشته و مطمح نظر است.
مروری بر تحقیقهای انجام شده در خصوص مدیریت و خاصه رهبری در جوامع غربی نشان میدهد که رویکردهای جدید رهبری و مدیریت به ارزشهای انسانی و اخلاقی توجه روزافزونی یافته و سهم آن را در افزایش اثربخشی، بیش از پیش مهم و تعیین کننده یافتهاند. مواردی مانند صداقت و راستگویی، تعهد، وفاداری، تواضع، عدالت و مواردی از این قبیل که در دیدگاه اسلام مبانی اساسی در روابط رهبران و پیروان ( در هر سطح) به شمار رفته و از بدو ظهور اسلام، به وسیله پیامبر (ص) و سپس ائمه معصومین (ع) مورد توجه اکلید قرار گرفته و به شکلهای گوناگون و متفاوت ( ولی با محتوای مشابه و در راستای هم) توصیه شدهاند، به تازگی مورد توجه صاحب نظران علوم مدیریت در غرب قرار گرفتهاند. به عبارت دیگر، به نظر راقم این اسطور، مدیریت غربی در حال نزدیک شدن به رویکرد اسلامی مدیریت است و این گزینش به دلیل اثربخشی واضح سبکهای رهبری ومدیریتی که به مسایل انسانی و معنوی توجه میکنند، افزایش روزافزون یافته است.
از سوی دیگر در یک مرزبندی ( به نظر این جناب غیرواقعی) میان مدیریت از دیدگاه صاحب نظران غربی و مدیریت اسلامی، آنچه که به عنوان روشها، تکنیکها، وظایف مدیر و... در نظریههای غربی مطرح گردیده است، در مدیریت از منظر اسلام نیز مورد توجه قرار دارد، در واقع آن وجوه از جنبههای رفتاری، شخصیتی، ارزشی، آرمانی و آنچه که مورد توجه مدیریت در جوامع غربی نیست و یا کمتر مورد توجه قرار دارد در نظریههای مدیریت اسلامی مورد توجه بیشتری قرار دارد و این بدان معنی نیست که در مدیریت از نظر اسلام برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی، کنترل و ... که از وظایف مدیریت محسوب میشود و رویکرد اسلامی مدیریت مورد توجه قرار ندارد.
مرروی سطحی به تاریخ صدر اسلام، جنگها، تلاشهای برنامهریزی شده پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) نشان میدهد که این مسایل مورد توجه قرار داشته است. همچنانکه در ایران، یونان، مصر،روم، چین باستان و سایر تمدنهای کهن نیز مورد توجه بوده است و این که این موارد در اوایل این قرن مورد دستهبندی و سازماندهی مجدد قرار گرفتهاند به این معنی نیست که خاستگاه آنها هم منحصرا کشورهای غربی در قرن بیستم و بیستویکم هستند.
ابزار، قوانین اولیه ، وظایف و ... مدیر در هر جامعه و تمدن در چارچوبهای که تا حدود زیادی به هم نزدیک هستند قابل دستهبندی است و به هیچ تمدن و قومی منحصر نمیشود.
با توجه به موارد مذکور، به نظر نمیرسد مواردی از قبیل برنامهریزی، سازماندهی، کنترل و ... که از وظایف مدیریت به شمار میرود و سایر اصول مورد توجه به مدیریت غربی، از نظر عملکرد و اجرا با آنچه که در مدیریت اسلامی به مورد اجرا گذشته میشود منافات داشته باشد، نکته اصلی در این است که در مدیریت اسلامی اقلامی دیگر نیز همسنگ وظایف مدیر و اصول مدیریت اهمیت داشته و در مواردی اولویت و جلوه بیشتری می یابد.
آنچه مسلم است این است که در مدیریت از دیدگاه اسلام، اخلاق و مسایل اخلاقی و ارزشی اهمیتی بیش از تولید دارند و به عبارت بهتر در اولویت بالاتری قرار گرفتهاند. این نکته، خاصه در شرایطی که توجه به مسایل اخلاقی و رعایت ارزشهای انسانی که در نظریههای رفتارگرایان نیز مورد تأکید قرار گرفته و توجه به آن روندی صعودی یافته است، حائز اهمیت ویژهای است.
ت – پیش فرضهای مدیریت اسلامی
نکته این که در این راستا، به دلیل تازه بودن و نو بدن منظری که از آن به انسان و فعالیتهای آن در قالب سازمان توجه می شود، نیاز به ارایه نظریههای متناسب با این نگاه، به طور کامل جدی احساس میشود. در این راستا توجه به فروض زیر نیز ضروی است:
هر جامعهای به مدیریت نیاز دارد، این مدیریت میتواند از سطح اداره جامعه و رهبری آن تا سطح سازمانهای دولتی و خصوصی بزرگ و کوچک در نوسان باشد.
جامعه اسلامی نیز مانند هر جامعه دیگر نیاز به مدیریت دارد. جامعه اسلامی جامعهای است که در آن ارزشهای الهی، دینی و اخلاقی اسلام مورد توجه بوده و در مناسبات رسمی غیررسمی رعایات میشود.
مدیریتی که در جامعه اسلامی به کار گرفته میشود میتواند با مدیریتی که در جوامع غیراسلامی به کار گرفته میشود، این مدیریت در عین حال میتواند با مبانی فرهنگی – اعتقادی، دینی ارزشی، تاریخی و ... آمیختگی و پوستگی داشته باشد.
رویکرد اسلامی مدیریت در جامعه اسلامی با اخلاق، رفتار و ارزشهای اسلامی آمیخته بوده و این ارزشها مدیریت اسلامی را تحت تأثیر قرار میدهد.
جامعه اسلامی نیاز به نوعی از مدیریت دارد که با ارزشهای انسانی و دینی و مبانی اخلاقی آن پیوستگی داشته و آرمانهای اسلامی را مورد توجه و عنایت قرار دهد.
مدیریت در جوامع غربی، به ارزشهای انسانی در حد توجه به محصول مدیریت «سود، افزایش قدرت رقابت، کیفیت محصول، افزایش سهم بازار،...» عنایت دارد، در حالی که مدیریت با رویکرد اسلامی اعتلای ارزشها و تعالی انسانها را به عنوان هدف مورد توجه قرار میدهد. مرور مختصری بر آنچه که به عنوان پیش فرضهای مدیریت اسلامی مورد اشاره قرار گرفته است. نافی آنچه که به عنوان تکنیکها و روشها مورد توجه مدیر (در هر جامعه و با هر رویکرد) قرار میگیرد نیست.
در هر حال بررسی تعریفهای مورد اشاره نشان میدهد که:
1- مدیریت اسلامی از دیدگاه محققین مبتنی بر مکتب اسلام بوده و به طور کامل تحت تأثیر آن قرار دارد به گونهای که رعایت شئونات اسلامی در این مدیریت اولین وظیفه مدیر محسوب میشود.
2- در مدیریت اسلامی توجه به نظام ارزشی اسلام (اخلاق، تقوی، عدالت طلبی، خدمت و امانت بودن مدیریت و...) و حفظ آن اهمیت ویژهای داشته و در اولویت قرار دارد.
3- وظیفه مدیر، در مدیریت اسلامی تنها افزایش تولید نیست و توجه به انسان به عنوان اشرف مخلوقات (که خداوند آسمانها و زمین را مسخر او کرده است) و تعالی وی در اولویت بالاتری از تولید قرار دارد.
4- در مدیریت اسلامی مدیریت و هدایت انسانها به سوی کمال وظیفه اصلی قلمداد میشود.
5- مدیریت در اسلام امانتی است که باید در نگهداری و رساندن آن به کسی که اهلیت آنرا دارد دقت وافر به خرج داد. در واقع نمیتوان این مسئولیت را به هر کس سپرد.
6- سازمان در مدیریت مجموعهای از انسانها است که از طریق هم افزایی توان آنها (که در مدیریت اسلامی در جهت رسیدن به کمال قرار دارند) در خدمت انسان قرار میگیرد. در این رهگذر در یک عرصه رفت و برگشت، افراد با کار جهت یافته خود سازمان را به نتایج دلخواه میرسانند و مجموعه سازمان (مدیریت وکارکنان) نیز از باتاب نتایج کار خود، هم از نظر معنوی و هم از نظر مادی بهرهمند میشوند.
7- در مدیریت اسلامی، مدیر به عنوان الگو و اسوه مطرح است و بر همین مبنا نیز باید رفتار خود را تنظیم نماید.
مرور مختصری بر آنچه که به عنوان پیش فرضهای مدیریت اسلامی مورد اشاره قرار گرفته است. نافی آنچه که به عنوان تکنیکها و روشها مورد توجه مدیر ( در هر جامعه و با هر رویکرد) قرار میگیرد نیست.
ث- موانع فراروی مدیریت اسلامی در جامعه
گفتیم که جوامع مسلمان به داشتن نوعی از مدیریت نیازمن هستند که با ارزشها، آرمانها، اعتقادات، مبانی دینی و اخلاقی آنها سنخیت و پیوستگی داشته باشند. با توجه به این که مدیریت اسلامی، در واقع رویکردی نو و تازه از مدیریت در جامعه است. به نظر میرسد مانند هر پدیده نو و تازه در جامعه برای رواج یافتن با موانعی رو در رو باشد. از جمله این موانع میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- سیطره و نفوذ رویکرد غربی در جامعه، خود باختگی دانشمندان، دانشجویان در برابر رویکرد مدیریت غربی در حدی که به رویکرد اسلامی مدیریت اجازه نشو نما نمیدهد.
با توجه به این که نظریههای مربوط به مدیریت با تلاشهای تیلور و متقدمان پس از وی در جوامع غربی به صورت مدون ارایه گردیده و در هر تلاش جدید شاخ و برگ بیشتری یافت، به نظر میرسد صاحبنظران و اندیشمندان کشورهای در حال توسعه تحت سیطره و نفوذ این امر قرار گرفتهاند. هر چند ذکر این نکته نیز ضروری است که اصولا نظریههای جدید ارایه شده در خصوص مدیریت، در جوامع غریب همواره محمل اجرایی بیشتری یافته و در سازمانهای غربی مورد آزمون تجربی قرار میگرفته است. این امر همواره موجب پیشتازی و سبفت جوامع غربی و سازمانهای آنها بوده است و در هر حال در پیشرفت نظریههای مدیریت مهمترین سهم را از آنها کرده است.
این امر موجب شده است که در جوامع جهان سوم و از جمله ایران نیز در برابر نظریههای مدیریت ( که عمدتا از غرب برخاستهاند، ولی ریشه جهانی و فرامنطقهای دارند)، نوعی شیفتگی و خود باختگی به وجود آمده و ح تی دامن زده شود، این امر محدودیت زیادی را برای نظریههای جدید و رویکردهای مدیریتی ازجمله مدیریت اسلامی ایجاد کرده است.
2- عدم اشنایی مدیران و مردم با قابلیتهای مدیریت اسلامی و بیاعتقادی به کاربردی کردن آن
در کنار شیفتگی بخش عمدهای از صاحبنظران زمینههای مدیریت در جوامعی مانند ایران به مکاتب مدیریت غربی، مدیریت اسلامی نیز در جامعه ایران اسلامی تا حدود زیادی مجهور و ناآشنا و غریب مانده است و این امر موجب شده است که چیرگی نظریههای مدیریت غربی، گستردگی و عمق بیشتری بیابد. این امر علیرغم وجود منابع غنی و پشتوانه قابل توجه نظری در مورد مدیریت در جامعه اسلامی است که به یمن سالهای پر بار صدر اسلام و سالهای پس از آن به منصفه ظهور رسیده است.
3- عدم ایجاد تمایز میان تکنیکهای مدیریتی و رویکردهای انسانی در مدیریت (مدیریت غربی تکنیکهای مدیریتی است که تا حدود زیادی قابلیت اجرا در مدیریت اسلامی را نیز دارد)
در این مورد همانگونه که به صورت مختصر مذکور گردید، برخی از مدیریت که به طور عمده به فنون و تکنیکهای مدیریت بر میگردد در هر رویکرد اسلامی و غربی مدیریت مشترک میتواند باشد، این امر، از دید صاحب نظران رویکرد اسلامی مدیریت مغفول مانده است. در واقع مدیریت اسلامی نیز به شیوههای مختلف و متفاوت مدیریت نیازمند است. در این میان، آنچه موجب تفاوت ماهیت این دو رویکرد میشود، هدف از مدیریت و چگونگی استفاده از ابزارهای مدیریتی و نیت از مدیریت است. در واقع در مدیریت اسلامی، هدف از مدیریت رشد و اعتلای انسانها ( و سپس سازمان) و بالندگی انسانها در مسیر الی ا... است و مدیر در این میان نقش رهبر و مراد و معشوق را بر عهده دارد که به یمن ارادت ناشی از ایمان، عشق و شیفتگی کارکنان و پیروان و مدیریت بر قلب، (دلشاد تهرانی، 1372) قادر به استفاده از قابلیتهای نهفته در وجود کارکنان است. به نظر این جانب، نقطه اصلی تفاوت میان این دو رویکرد نیز در همین است.
مطالعات اخیر در مورد مدیریت، نیاز مدیریت غربی به ارزشهای انسانی در نظریههای جدید نشان میدهد و از این نظر نوعی همگرایی میان دو رویکرد اسلامی وغربی مدیبریت در حال پیدایی است که به اخلاق، ارزشها روابط انسانی و معنوی میان انسانها خاص نشان میدهد، نکتهای که به تازگی مورد توجه غرب واقع شده است، از دیر باز مورد توجه اسلام بوده و به شکلهای متفاوت و به کرات مورد سفارش و توصیه قرار گرفته است.
4- نبود تعریف ومعیار و محدوده مشخصی از مدیریت اسلامی
مشکل و مانع دیگر در رویکرد اسلامی مدیریت، محدودیت شدید مطالعات مبتنی بر شیوههای بررسی علمی در حوزه مدیریت اسلامی، خاصه مدیریت در سازمانها است. اسلام به اقتضای داعیه اصلی خود در ایجاد حکومت، مدیریت را درسطح جامعه مورد توجه قرار داده است و در این میان جای بررسیهایی که سطح مدیریت را تا حد سازمان کشانده و از دیدگاه سازمانی به این مقوله توجه کنند، کاملا خالی است.
از سوی دیگر بررسیهای انجام شده در مورد مدیریت اسلامی نیز به تکمیل یکدیگر کمک نکرده و در امتداد هم قرار نداشتهاند، این امر موجب شده است دامنه، محدوده، عمق، سطح و معیارهای مدیریت اسلامی نیز تا حدود زیادی مبهم باقی مانده و هر نویسنده از ظن خود ودر حد آشنایی و درک خود از مقوله مدیریت اسلامی، به ارایه نظر بپردازد.
5- نبود و یا محدودیت زمینههای نظری در مورد مدیریت اسلامی در سطح سازمان
همچنانکه اشاره شد در مورد مدیریت در جامعه اسلامی، به دلیل اهمیت خاص مقوله رهبری (و مدیریت) و چگونگی رابطه میان رهبرانو مدیران با پیروان و سایر افراد جامعه منابع زیادی ( در قرآن، روایات، احادیث و....) وجود دارد که میتوان از آنها چگونگی رفتار رهبران را با مردم و پیروان استنتاج و استخراج کرد، ولی در مورد چگونگی رفتار مدیران و رهبران در سطح سازمان و نیز مدیریت اسلامی در سطوح سازمانی منابع چندانی وجود ندارد.
به نظر میرسد تازگی بحث در کشور، کمبود منابع وجود نوعی ابهام در معنا و مفهوم مدیریت اسلامی و اهداف آن از جمله دلایلی است که موجب شده است محققین و صاحب نظران مدیریت به مقوله مدیریت اسلامی در سطوح سازمانی توجه کمتری بنمایند. این امر خود موجه تشدید کمبود منابع در این زمین شده است.
از دیگر دلایل این محدودیت، نبود زمینههای فعالیت مؤثر بخش خصوصی در کشور است. در کشورهای غربی، بخش خصوصی و تحقیقهای آنها درمورد نظریههای جدید مدیریت و کاربردی کردن آن سهم تعیین کنندهای در پیشبرد این بخش از دانش دارد، در حالی که در کشور ما بخش خصوصی با مسایل اولیه و خاصی ( که عمدتا توسط دولت ایجاد میشود) دست به گریبان است و این امر اجازه توجه به پژوهش و تحقیق در این زمینه و کاربردی کردن آن را نمیدهد.
6- وجود ابهام در معنا و مفهوم مدیریت اسلامی
یکی دیگر از موانع موجود در فراروی مدیریت اسلامی، وجود ابهام در معنا و برداشت از آن است که منجر به این برداشت میشود که مدیریت اسلامی ملازم با نوعی توصیههای اخلاقی است و از طریق توصیه نیز نمیتوان سازمانها و یا کشور را اداره کرد. این برداشت به این نکته توجه دارد که مدیریت در غرب دارای روشها و تکنیکهایی است که اصول آنرا کاربردی کرده و زمینههای اجرای آن را در سازمانها فراهم میکند و در حالی که مدیریت اسلامی فاقد این رویکرد است.
در واقع بر مبنای این برداشت (که نگارنده این سطور نیز در زمره آنان بودم) مدیریت اسلامی تنها در بر دارنده توصیههایی اخلاقی است که معلوم نیست تا چه حد میتوان آنها را به کار بست و یا این که تنها با به کار بستن این توصیهها توسط یک یا چند نفر، زمینه گسترش و توسعه مدیریت اسلامی فراهم نمیشود.
در مقابل مدیریت غربی کاربردی است و دارای راه حلهای کاربردی برای مدیریت سازمانها در شرایط و وضعیتهای مختلف است. به نظر این جانب خلط مبحث در رویارویی این دو دیدگاه، همچنانکه اشاره گردید. از آنجا است که به دلیل کمبود منابع از یکسو و ابهام در درک و فهم مدیریت اسلامی از سوی دیگر، از اینجا است که مدیریت اسلامی را فاقد تکنیکهای مورد نظر میپنداریم، در حالی که ابزار و شیوههای مدیریت در همه جا تا حدود زیادی به هم شبیه است و بسته به موقعیتهای مختلف، مبانی و اصوی روشهای به کار رفته (به استثنای زمینهها و مبانی ارزشی آن) تا حدود زیادی به هم شبیه و در گروههای به نزدیکی قابل طبقهبندی است.
از سوی دیگر به نظر میرسد تقدسی که در واژه اسلامی وجود دارد نیز موجب میشود تا محققینی که اطلاعات و دانش خود را در اسلام اندک وضعیف میبینند، از بیم انتقادهایی که احتمالا از آنها به عمل خواهد آمد، از پرداختن به مدیریت اسلامی احتراز و پرهیز نمایند. چه این گمان در اذهان وجود دارد که پرداختن به هر آنچه که «اسلامی» است تنها در صلاحیت حاملان دین و روحانیون است و سایرین را بدان ورطه راهی نیست و این امر موجب شده است که صاحب نظران علوم مدیریت از باب «احتیاط» کنکاش در زمینه مدیریت اسلامی را به «اهل» آن واگذارند و وارد آن نشوند.
7- نبود نگاهی راهبردی به مقوله مدیریت اسلامی و استفاده از آن در سطح سازمان
از دیگر موانع فراراه مدیریت اسلامی، نبود نگاه راهبردی به مدیریت اسلامی در سطوح سازمانی است که به محدودیت منابع و نگرشهای متفاوت از مدیریت اسلامی باز میگردد. به نظر میرسد در جامعه فعلی ما، مشکلات و مسایلی که دامنگیر زمینههای مختلف حیات جامعه است مانند اقتصاد، سیاست، فرهنگ و...، دامنگیر مدیریت نیز هست.
نبود نگاه بلندمدت و راهبردی به مدیریت اسلامی و برنامه مشخص آن در کنار عدم اعتقاد نسبی به توانایی این رویکرد در حل مسایل مدیریتی جامعه ( به دلیل محدودیت منابع و درک نسبی ضعیف از آن)، موجب شده است که به مدیریت اسلامی توجه چندانی نشود. در کنار آن، محدودیت شدید زمینههای نظری مدیریت اسلامی در سطوح سازمانی نیز بر این ضعف دامن زده است.
8- بیتوجهی به انجام تحقیقات متفاوت درخصوص مدیریت اسلامی
از مهمترین فعالیتهایی که میتواند موجب رونق و شکوفایی علوم مختلف شود، انجام تحقیقها و پژوهشهای متفاوت و مکرر، مورد آزمون و نقد قراردادن آنها و اجرای آنها در عمل و رفع نوافق و ضعفهای آنها است. این امر در بسیاری از علوم غربی که به تجربه و آزمون نیاز دارند انجام شده و در عمل موجب پیشبرد آن و شکوفایی بیشتر آن شده است، در حالی که در زمینه مدیریت اسلامی در سطوح سازمانی، تحقیق و پژوهش به ندرت صورت گرفته است. از مهمترین دلایل آن شاید ضعف زمینههای نظری (در سطوح سازمانی) و نداشتن اعتماد به نفس محققین در یک کار پیشگامانه است.
9- موانع روانی پذیرش دیدگاههای تازه
اصولا در پذیرش نظریهها و دیدگاههای تازه، همواره موانع و مشکلاتی وجود دارد. ابهام در فهم چگونگی دیدگاههای تازه، عدم آشنایی با منطق و مبانی آن، نفوذ دیدگاههای سنتی و سیطره آنها و ... از جمله موانعی هستند که فرا راه پذیرش مدیریت اسلامی قرار دارند.
ج: راههای برون رفت از موانع و مشکلات فرا راه مدیریت اسلامی
1- اصلاح رابطه خود و خدا
از مهمترین هدفهای مدیریت اسلامی، به نظر این جانب، ایجاد محیط و بستر لازم برای رشد و تکامل نیروهای سازمان است و این کار بدون توجه به رسالت مدیر در جامعه اسلامی که همانا رهبری و ایجاد رابطه مرید و مرداد با پیروان و کارکنان است، امکانپذیر نیست.
در این میان مدیران باید با افزایش ظرفیتهای که خداوند در وجود آنها به ودیعه گذارده است، زمینه توجه به معرفت نفس، خودسازی و افزایش و بالنده کردن خصلتهای متعالی را در خویش گستردهتر ساخته و از این طریق رابطه خود و خدا را اصلاح کرده و بهبود بخشند و سپس با بهرهگیری از فنون و تکنیکهای مدیریتی متناسب با وضعیت و موقعیت، امکان ایجاد محیطهای مناسبتر را برای همکاران خود فراهم میکنند.
بیگمان تأثیر این نوع نگاه موجب بروز کیفیهای خاصی در انسانها میشود که در دیگران هم موثر خواهد بود. این امر از یکسو نقش مدیر به عنوان الگو و راهنما را برای دیگران برجستهتر کرده و از سویی دیگر نماد واقعیتری از مدیریت اسلامی را نیز در معرض دید، قضاوت و اقتباس قرار میدهد.
وقتی در نظر میگیریم که صفاتی مانند ساده زیستی، تقوا، تواضع، مبارزه با باتبعیض، قانونمداری، شرح صدر، (رکاوندی، 1379) و یا اطاعت از فرامین الهی، تقوا، کنترل نقس و مخالفت با آن، پرهیز از غرور، پرهیز از خود پسندی، پرهیز از دیکتاتوری (طیب، 1379) برای مدیر در نظام مدیریت اسلامی مزیت و برتری تلقی شده و توصیههایی اکید به مدیران در داشتن چنین خصوصیاتی شده است، میتوان دریافت که در نظام مدیریت اسلامی رفتار مدیر میتواند موجب درس گرفتن دیگران گردد و در چنین موضعی، مدیر خود یک الگو و سرمشق است (نشریه دانش مدیریت، شماره 33 و 34، تابستان و پاییز 1375، «فرضیههایی در قلمرومدیریت اسلامی، عبدا ... زندیه») چیزی که در نظام مدیریت غربی در این عمق و معنا نیست.
به نظر میرسد دستیابی به چنین خصوصیات و صفاتی، نیاز به خود سازی و کار بستن سفارشهایی که از سوی پیشوایان دین مورد اشاره قرار گرفته است. لازم است به این نکته اشاره شود که مدیریت در اسلام امانت تلقی میشود و در چنین حالتی حفظ این امانت، با این شرط که روزی باید تحویل دیگری گردد، خود میتواند مومجب عدم وابستگی و پایبندی مدیر گردد و در این حالت نیز مدیر، فارغ از خود و منصب خود (که امانت است) میتواند برای تحقق اهداف سازمان که در وحله اول رشد و تعالی کارکنان آن است گامهای بلندی بردارد، مدیری که به صفاتی مانند کاردانی و آگاهی، نظم و انضباط، تعهد، اصالت خانوادگی سعهصدر، قدرت و توان متصف باشد. قدرت بالایی در جذب و به کارگیری کارکنان و پیروان خواهد داشت و این گونه مدیریت انگیزه مناسب و بالایی را در کارکنان ایجاد کرده و آنها را به راه و ارزشها و دیدگاههای مدیر پایبند میکند و زمینهانسانی کردن سازمان نیز مهیاتر میگردد.
2- خودباوری
به نظر میرسد جامعه ما، مانند بسیاری از جوامع در حال توسعه در زمینههای زیادی نیاز به خود باوری و خود اتکایی دارد. رهایی از باور ناتوانی و رسیدن به خود باوری در هر زمینه نیاز به پیشگامانی شجاع، نستوه و عالم به آن موضوع دارد. در زمینه مدیریت نیز این امر صادق است و با تلاش دانشگاهیان و متخصصین و نیز آشنایان به علوم اسلامی که در مدیریت نیز دستی دارند، این راه در حال هموار شدن است فعالیتهای مرحوم دکتر کیا و مرحوم دکتر زندیه از مصادیق بار این مدعایند. به نظر میرسد در این مسیر، هراس از موانع، انتقادها، در دور دست قرار داشتن هدف و ... نباید مانع طی این مسیر شود، آنچه که هست این که زمینههای نظری موضوع مدیریت اس لامی در سطح کلان جامعه به صورت بسیار غنی وجود دارد و باید در جهت تنازل سطح آن و تبیین مدیریتی آن در سطوح سازمانی تلاش کرده و نتایج این تلاشها به منظور آشنایی اهل فن و دیگر صاحبنظران به محافل علمی و دانشگاهی عرضه شود.
بیگمان، بازخورد این عمل هم در اعتلای کیفی نظریههای ارایه شده مؤثر است و هم دیگران را ب صرافت گام نهادن در این راه و ارایه دیدگاههای خود می اندازد و در این مسیر منابع موجود جهت استفاده افزایش یافته و زمینه های تحقیقهای جدیدتر فراهم میشود.
3- ارایه تعاریف مشخص و تبیین دقیقتر محدوده و مرزهای مدیریت اسلامی
یکی از مباحث مهم در زمینه مدیریت اسلامی به نظر این جانب، تبیین دقیقتر مفهوم، دورنما، اهداف، برنامهها، ابزار و وظایف آن است. به اعتقاد این جانب، مدیریت اسلامی به اعتبار «مدیریت بودن» میتواند و باید در بدایت امر همان تکنیکها و روشهای مدیریت غربی را تا جایی که محدودههای ارزشی اجازه میدهد اتخاذ کرده و به بومی کردن و هماهنگ کردن آن با شرایط اجتماعی، فرهنگی، ارزشی، محیطی، تاریخی و.... کشور ما بپردازند.
در هر حال مدیران در هرجا، از جمله جامعه اسلامی نیاز به برنامهریزی، سازماندهی، کنترل و سایر وظایف مدیر و به کار بردن تکنیکها و روشهای مرسوم دارند و از این جهت این شیوهها تا حدود زیادی به هم شباهت دارند. ولی مدیریت اسلامی به لحاظ توجه به زمینههای دیگری که تاکنون کمتر مورد توجه مدیریت غربیقرار گرفته است بر مدیریت غربی ارجحیت دارد. و در این زمینه نیز میانی نظری قابل توجهی در اختیار دانش پژوهان قرار دارد که میتوان با استفاده از آنها، نسبت به کاربردی کردن این نظریهها در سطوح سازمانی تقدام کرد.
4- انجام و ارایه تحقیقهای بیشتر در خصوص مدیریت اسلامی در سطح سازمان
با توجه به نقش برجسته و تعیین کننده تحقیق و پژوهش در همه زمینههای علم، مدیریت اسلامی نیز برای شکوفایی، پیشرفت و تکامل نیاز به حضور و پشتکار محققین و صاحبنظران دارد. این تحقیقها باید در سطوح سازمان انجام شده و سپس به محک آزمون و تجربه گذاشته شود. انتشار تحقیقهای انجام شده و نتایج آنها میتواند آشنایی بیشتر عموم و نیز دانشجویان، دانشپژوهان و صاحبنظران مدیریت را به توانایی و قابلیتهای مدیریت اسلامی در افزایش بهرهوری، اثربخشی، رضایت شغلی و.... موجب شود و حتی انتقاد از نظرهای منتشر شده و تلاش برای رفع نقاط ضعف آنها نیز میتواند به اعتلای این نظریهها منجر شود.
5- توجه به این که مدیریت غربی نیز میتواند در سطووح پایینتر مدیریت اسلامی مورد استفاده قرار گیرد
به این نکته اشاره شد که مدیریت اسلامی در به کارگیری تکنیکها میتواند از مدیریت غربی استفاده نماید، ولی خود دارای ویژگیها و زمینههایی است که مدیریت غربی (حداقل) تاکنون فاقد آن است و لذا به اعتقاد این جانب، مدیریت غربی در سطحی پایینتر از مدیریت اسلامی قرار دارد. در واقع در بسیاری از موارد، مدیریت اسلامی و مدیریت غربی در تقابل و ضدیت با هم نیستند و این نکته میتواند توسط محققین مدیریت اسلامی مورد تبیین بیشتر قرار گیرد.
در واقع به جای ستیز و یا بیگانگی با مدیریت غربی میتوان از ابزار و روشها و تکنیکهای آن در جهت تحقق مدیریت اسلامی استفاده کرد و از سایر ویژگیهای مدیریت اسلامی که موجب برتری این رویکرد نسبت به سایر رویکردهای مدیریتی میشود، در جهت ایجاد سازمان اسلامی بهرهبرداری کرد. (کیا )
در هر حال در صورتی که ویژگیهای مدیریت در جوامع با ساختار فرهنگی و ارزشی جامعه مورد نظر هماهنگ و متناسب باشد، میتواند موجب کارایی مدیریت و افزیاش بهرهوری و اثربخشی در سازمانها گردد، به همان نسبت که بکاربستن کورکورانه و بیضابطه سفارشها و نسخههای آماده مدیریتی غرب، میتواند انسجام و نظم جوامع را بر هم زده و موجب بروز بحران و مشکلات مختلف اجتماعی، اقتصادی و حتی اجتماعی در جوامع گردد.
چ) نتیجهگیری
نکته پایانی این است که مدیریت اسلامی واجد خصوصیات و ویژگیهایی است که میتواند در موفقیت سازمانها نقش اساسی ایفا نماید، این ویژگیها در بطن دستورها، توصیهها، نظرها و شیوههای به کارگرفته شده توسط پیشوایان دین حضور و وجود عینی داشته است، ولی برای استفاده از آن در سطوح سازمانی و کاربردی کردن آنها در سازمانها، نیاز به کار پیشگامانه و دور از هراس و خود کمبینی صاحبنظران و عالمان مدیریت و تحقیق پژوهش مستمر در این جهت دارد.
امید که با افزایش پژوهشهای مرتبط با مدیریت اسلامی در مراکز علمی، پژوهشی و تحقیقاتی شاهد بروز و شکوفایی قابلیتهای مدیریت اسلامی که ریشه در مکتب حیات بخش اسلام دارد، باشیم.
فهرست منابع:
1- افجهای سیدعلیاکبر: مدیریت اسلامی، بخش فرهنگی دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی تهران، 1369
2- تفوی دامغانی سیدرضا: نگرشی بر مدیریت اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1378
3- دلشاد تهرانی مصطفی: سیره نبوی (منطق عملی)، دفتر سوم، سیره مدیریتی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1373
4- طیب مهدی، مدیریت اسلامی، نشر سفینه، تهران، 1379
5- عسگریان مصطفی: مدیریت اسلامی، جهاد دانشگاهی دانشگاه تربیت معلم، تهران، 1370
6- قبادی اسماعیل: اصول و مبانی مدیریت اسلامی، انتشارات فقه، قم، 1378
7- مشرف جوادی محمدحسین: اصول و متون مدیریت در اسلام، انتشارات نور علم، همدان، 1378
8- نبوی محمدحسن: مدیریت اسلامی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1372
9- هاشمی رکاوندی سیدمجتبی: رهبری و مدیریت روابط انسانی و سازمانی
10- فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره 20، زمستان 1377، «تبیین نقش پیشبینی و آیندهنگری در نظام مدیریت اسلامی، محمدرضا حمیدیزاده» تهران، 1378
12- نشریه دانش مدیریت، شماره 33 و 34، تابستان و پاییز 1375، «فرضیههایی در قلمرو مدیریت اسلامی، عبدا... زندیه»
استاد: جناب آقای دکتر عابد جعفری ، دانشجو: میرسعید نیکزاد لاریجانی مقطع: دکترای مدیریت دولتی
مدیریت راهبردی [20]
مدیریت کیفیت [18]
مدیریت اسلامی [118]
مدیریت منابع انسانی [53]
مدیریت پروژه [16]
مدیریت بهره وری [12]
مدیریت بحران [8]
خلاقیت و نوآوری [38]
بازاریابی و CRM [51]
مدیریت زنجیره تامین [10]
مدیریت تولید و عملیات [10]
مدیریت/مهندسی ارزش [6]
مدیریت اقتصادی و مالی [17]
مدیریت مشارکتی [8]
مدیریت آموزشی [16]
مدیریت کارآفرینی [10]
مدیریت زمان [6]
مدیریت تغییر [13]
مدیریت بازرگانی [19]
مدیریت استعدادها [5]
مدیریت توسعه [9]
مدیریت ریسک [7]
آینده پژوهی [9]
ارزیابی عملکرد [18]
فنآوری اطلاعات IT [45]
مبانی سازمان ومدیریت [3]
مفاهیم نوین در سازمانها [42]
حسابرسی و حسابداری [8]
تصمیم گیری و تصمیم سازی [3]
ساختار و معماری سازمانی [6]
جنبش نرم افزاری تولید علم [2]
تعالی و بالندگی سازمانی [4]
مدیریت شهری
اقتصاد مهندسی [2]
توانمندسازی [7]
تئوری فازی
انگیزش [2]
رهبری [18]
مهندسی مجدد [16]
مهندسی سیستم ها [2]
فرهنگ و جو سازمانی [9]
سازمانهای یادگیرنده [12]
شبکه های عصبی [2]
اخلاق در سازمان [7]
مدیریت فناوری [8]
مدیریت R & D
مدیریت دولتی [4]
برنامه ریزی [3]
رفتار سازمانی [9]
مدیریت صنعتی [8]
مدیریت عملکرد [3]
بودجه بندی [2]
مدیریت خدمات [3]
مدیریت بومی [11]
تعاونی ها
الگوبرداری
مشاوره مدیریت [3]
طرح تجاری
شرکتهای مادر [2]
برنامه ریزی
قیمتگذاری [2]
هزینه یابی [4]
شبیه سازی
سلامت اداری
تجارت الکترونیک [10]
بنگاه های کوچک و متوسط [3]
مدیریت ایمنی و بهداشت
تئوری پردازی درمدیریت [4]
خصوصی سازی
هوش هیجانی
سازمان ها چابک [2]
سازمانهای مجازی
مدیریت فرهنگی
عدالت سازمانی [5]
روش شناسی تحقیق [4]
جهاد اقتصادی [3]
مورد کاوی [11]
آرشیو [65]
متن کامل جزوات درسی [2]
دانلود کتاب های مدیریت [5]
آدرس دانشگاههای جهان
KnowledgeManagement [14]
Strategic Management [9]
Marketing & CRM [6]
مقالات ترجمه شده [5]
مقالات روح الله تولایی [15]
دانش آموخته فوق لیسانس رشته مدیریت صنعتی و معارف اسلامی دانشگاه امام صادق علیه السلام و هم اکنون دانشجوی دکتری تخصصی مدیریت صنعتی دانشگاه علامه طباطبائی هستم. پس از سال ها پریشانی از " فقدان استراتژی کلان علمی" که خود مانع بزرگی سر راه بسیاری از تدابیر کلانِ بخشی محسوب می شد، هم اکنون با تدبیر حکیمانه مقام معظم رهبری چشم انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران مبنای ارزشمندی است که بر اساس آن بتوان برای تعیین تکلیف بسیاری از تصمیمات و امور بر زمین مانده چاره اندیشی کرد. در ابتدای این چشم انداز آمده است : " ایران کشوری است با جایگاه اول علمی ، اقتصادی، ..." مشاهده می شود که کسب جایگاه نخست در حوزه های علم و دانش، آرمان مقدم کشورمان می باشد. این حقیقت، ضرورت هدایت دغدغه خاطرها و اراده ها و توانمندی ها به سوی کسب چنین جایگاهی را روشن می سازد. جهت دستیابی به این چشم انداز، برنامه ریزی ها، تصمیم گیری ها، تدارک ساز وکارهای متناسب و اولویت بندی آن ها، تعاملات و تقسیم کارها و ... جزء اصول و مبانی پیشرفت و توسعه تلقی می شوند. اولین گامی که جهت توسعه دادن مرزهای علم باید طی کرد، یادگیری حدود مرزهای علم می باشد. بر این اساس اینجانب به همراه تعدادی از دوستانم در دانشگاه امام صادق(ع) و دیگر دانشگاه ها جهت ایجاد یک حرکت علمی و ایفای نقش در جنبش نرم افزاری تولید علم بوسیله معرفی سرحد مرزهای علم و دانش ، اقدام به راه اندازی "پایگاه مقالات علمی مدیریت" نمودیم. هم اکنون این پایگاه بیش از 2200 عضو پژوهشگر و دانشجوی مدیریت دارد و مشتاق دریافت مقالات علمی مخاطبین فرهیخته خود می باشد.

